![]() |
![]() |
|
| اضافه ها |
|
سارا و مایکل برای به دست آوردن سندی ،مبنی بر بی گناه بودن لینکلن(برادر مایکل) به طور مخفیانه به خونه هنری (رییس پیشین زندان) رفتند تا از او برای رسیدن به این سند طلب کمک کنند .
هنری بعد از سرزنش کردن سارا به دلیل نقض آزادی مشروط خود رو به مایکل کرد هنری: هیچ کدومتون برام ارزشی ندارید، تو یا برادرت. من بهت اعتماد کردم. تورو زیر بال و پرم گرفتم. مثل پسرم باهات رفتار کردم. باورت کردم، ولی تمام مدت تو بهم دروغ گفتی. کی همچنین کاری میکنه؟ مایکل نفسی عمیق کشید ! مایکل : یه آدم در مونده هنری با کمی مکث که نشان دهنده عمق فکر اوست ادامه میده هنری : آره... خب ، شما دو تا اشتباه بزرگی کردید که امروز اومدید به اینجا. برام هیچ چاره ای نگذاشتید. من همین الان جریان رو به پلیس خبر میدهم. هنری شتابان به سمت آشپزخانه حرکت میکنه و تلفن رو برمیداره. مایکل نیز پشت وی حرکت میکنه و در سمت مخالف اوپن آشپزخونه روبروی هنری قرار میگیره و اسلحه کمری رو از جیب خود درمیاره و به سمت هنری نشونه میگیره . هنری سر جای خود میخکوب میشه و متعجب به چهره مایکل نگاه میکنه. مایکل: متاسفم ، ولی نمیتونم بگذارم این کار رو بکنی. نمیخواهم بهت صدمه بزنم هنری. هنری: فعلا که اسلحه به طرفم گرفتی. مایکل : شاید این تنها راه متقاعد کردن تو باشه. هنری: تو نمیتونی من رو با اسلحه متقاعد کنی. مایکل :من کسی نیستم که تو فکر میکنی. هنری: ولی من خوب میدونم تو کی هستی مایکل. مایکل: در این صورت باید خوب بدونی که نمیخواهم به زندان برگردم. من هرگز نمیخواستم تو رو ببینم هنری. و هرگز نمیخواستم به دلیل فرار کردن من و برادرم از زندان از کارت اخراج بشی. هرگز نمیخواستم زندگیت رو داغون کنم هنری. هنری به حالت تمسخر میخنده هنری : آری، ولی کارت رو خوب انجام دادی سارا که تمام مدت ساکت ایستاده و به این دو نفر نگاه میکنه. لب باز میکنه. سارا: نیازی نیست سرزنشش کنی یا چیزی بهش بگی هنری. من قبلا این کار رو کردم. هر چیزی که مایکل میگه حقیقت داره. مایکل : من فقط زندگی برادرم رو میخوام. میخوام مردم حقیقت رو بدونند. حاظرم هر کاری بکنم. من زندگی ام رو فدا کردم. هنری: وقتی اسلحه دستت باشه این حرفارو راحت میشه زد. مایکل لحظه ای به فکر فرو میره و سپس اسلحه رو روی اوپن آشپزخونه میذاره و دسته ی اسلحه رو به سمت هنری میچرخونه . مایکل : اگر این اسلحه دست تو باشه چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سارا به مایکل و هنری به اسلحه خیره میشوند . و هر سه نفر عمیق به فکر فرو میروند ....................................... سریال فرار از زندان، فصل دوم ، قسمت هفده. |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 20:26 توسط مهرداد اضافه ها |
|
|
صحنه ای از لحظه دردناکی از تاریخ ایران. سرباز دختر رو بغل میکنه و به دیوار میچسبونه، سپس باطوم رو روی سینه دختر فشار میده و پس از چند ثانیه پرخاش شروع به ظرب و شتم اون دختر میکنه....ننگ بر حکومت ضد جمهوریه غیر اسلامیه ایران .
اینم یه لیست از کسانی که تا الان در ۱۳ آبان دستگیر شده اند. این بار باید هشیار باشیم تا این ها به سرنوشت سهراب ها و ترانه ها دچار نشوند.
- محمد هاشمی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 23:0 توسط مهرداد اضافه ها |
|
|
درود دوستان گلم.
موضوع دوم اینکه ما بیش از ۴ هزار تا آگهی در مورد ۱۳ آبان در سطح شهر پخش خواهیم کرد پس مردم غیور و طرفداران جنبش ملی سبز و ما هستیم....شما هم با سبز ها باشید...چرا که ما نیز هستیم پیروزی نزدیک است
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 3:12 توسط مهرداد اضافه ها |
|
|
درود دوستان خوب هستید؟؟ یه مدت همش دنبال یه قالب جالب و منحصر به فرد برای وبلاگم میگشتم که فضای زیبا و با محبتی به خواننده هدیه بده ولی بعد از تغییر دادن صد مدل قالب شاخ و دم دار به این نتیجه رسیدم که زیبایی حوادث در ساده بودن آنها هستند که با ملایمتی بی سابقه میتونند عمقی دست نیافتنی داشته باشن پس تصمیم گرفتم ساده بشم و طرح و قالبی ساده برای وبلاگ انتخاب کنم چرا که از هم سن و سال های خودم در ایران آموختم که میشه عمیقترین حرفهای عالم رو در سادگی
آنها جلوه داد شاید واقعا همه این سادگی ها بودن که بعد از قرن ها چند دستگی آتشی برای خودیابی و بازگشتن اتحاد از دست رفتمون بر افروختند و امروز همه ما ها رو با عقاید مختلف به هم پیوند دادن، برای اهدافی که حاضریم براش بمیریم اما حاضر نیستیم کسی رو به خاطرش بکشیم.
ولی تا چه حد سادگی این حوادث با پیچیدگی های امروز و فردای ما انس میگیرد؟ برای پرسیدن کم حوصله شدیم و از تکراره علامت سوالهای بی اذل و ابد خسته ایم . ما موفق شدیم سخت ترین سوالهای شکل گرفته در ذهن خرافه پرست و موهوم انسان های امروز کش را در اوج سادگی جواب دهیم و آنها رو به سادگی در عمق حوادث وفق دهیم.
تصور این همه یکرنگی برای چشم بسیاری زننده بود، برای تکراری که بی برنامه آغاز شد و حماسه آفرید .
ساده بیا دست منو بگیرو ساده نگیر این همه سادگی رو ساده نگیر اگه هنوز میتونی پای همه سادگی هات بمونی........ طاقت بیار اگه تموم راه ها پیش تو و سادگی هات بسته شن خسته نشو اگه همه آدمها از اینکه پا به پات بیان خسته شن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 4:48 توسط مهرداد اضافه ها |
|
چند وقتیه که در یک سالن تئاتر دارم کار میکنم، همین چند شب پیش تئاتر رومئو و ژولیت رفت روی صحنه، برام جالب بود که بازیگری که نقش ژولیت رو بازی میکرد از ژولیت به عنوان یه دختر احمق یاد میکرد، روی صحنه ولی اشک بعضی ها رو در آورد ... فکر کنم به کارش ایمان داشت |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 23:8 توسط مهرداد اضافه ها |
|
|
مغر انسان تا زمانی که در حالت ناآگاهی قرار دارد، استعدادش برای پذیرش نادرستی ها بیش از حقایق میباشد.
Desiderius Erasmus دزیدریوس اراسموس (انسانگرای هلندی) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 8:55 توسط مهرداد اضافه ها |
|
|
">
تنها چیزی که بعد از دیدن این فیلم به ذهنم رسید فحش بود. اما فحش به کی ؟؟؟ فحش به چی؟ به جمهوریت؟؟ به اسلام؟ به جمهوری اسلامی؟ به خودم؟ به شما؟؟ به خدا؟ مهم نیست فقط میخواهم فحش بدهم. اتفاقا چند وقت پیش تو تلویزیون تحقیقی دیدم در مورد همین موضوع. میگن فحش دادن در شرایطی که آدم تحت فشار باشه صبر و آرامش رو افزایش میده. حالا اصلا چرا فحش بدم؟؟ که صبر و تحمل به سر رسیده ام افزایش پیدا کنه؟؟ خب میخواهم صد سال سیاه افزایش پیدا نکنهِ ! دیگه مگر صبر و حوصله من و شما از خون یه جوون بی گناه و با آبرو با ارزشتره؟ فکر میکنم حرفهای تحریک کننده ای دارم مینویسم به طوری که اصلا هدفم این نیست که تحریک یا عصبی تون بکنم. ولی یکم با خودتون فکر بکنید، در زندان به این شخص چی میتونه گذشته باشه که بعد از آزادی خود کشی کرده ؟ چیه؟ شما هم میخواهید فحش بدید؟؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 7:44 توسط مهرداد اضافه ها |
|
|
من روزه نمیگیرم نه به خاطره اینکه ایمان ندارم به دلیل اینکه برای بدن ضرر داره...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 15:42 توسط مهرداد اضافه ها |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 20:49 توسط مهرداد اضافه ها |
|
فارس نیوز همین سایت نیمه رسمیه جمهوری اسلامی پس از اعترافات ابطحی یکی از چهره های شناخته شده اصلاح طلب که تا زمانی که آزاد بود ادعا میکرد در انتخابات تقلب شده بعد از بازداشت چند هفته ای در زندان بهش فهماندند که تقلب نشده و وی چنان در دادگاه حرف خودش را تکذیب کرد که گویی کارش در زندان از قرص های روانگردان نیز گذشته .هرکی ندونه فکر میکنه این بابا تو زندان داشته صبح تا شب تحقیق میکرده ببینه تقلب شده یا نه خلاصه بعد از اولین دیدار با خانوادش که نگرانی های عجیبی را برای دخترانش به همراه داشت این بابا بدون وکیل روانه دادگاه شد و رتتهههههههههه....حالا اصلا چرا دارم این حرفا رو میزنم؟؟؟ آهاا میرسیم به اصل مطلب که همون فارس نیوزه خودمون باشه این خبرگزاری نیمچه رسمی ظاهرا قضیه رو جدی گرفته و به قول ما بی سواتا باورش شده خبریه.... این خبر رو هر دو دقیقه یه بار آپدیت میکنه که ابطحی فلان کرده بهمان کرده و داره به خیال خودش سعی میکنه روحیه مردم رو ضعیف کنه حالا نمیدونه مردم خر نیستن و این کارا بیشتر موجب عصبانیت میشه تا نا امیدی. منم که خب انتظار اینکه از فارس نیوز حرفی بشنوم که در عقل آدم سالم بگنجه رو نداشتم ولی دوباره یه چی نوشت و سوژه دست ما داد تا یه یادی ازش تازه کنیم اونم کلمه شوک بود که با گوش و روحیات ما کاملا آشنا شده . فارس نیوز گفته اعترافات ابطحی موجب شوک همه شده تا از این خیانتی که قرار بوده بهشون بشه بیدار شن حالا حرف من به فارس نیوز : فارس نیوز جون درسته که مردم بعد از دیدن فیلم اعتراف های ابطحی شوک شدن اما جیگرطلا مردم به این دلیلی که شما میگی شوک نشدن مردم از این شوک شدن که شما چه بلایی تو زندان سرش آوردین که اینطوری به غلط کردن افتاده مردم از این شوکه شدن که چرا این آقا چشماش موقع چرخیدن حالت عادی نداره؟؟ یا مثلا چرا اعترافات را دارد از روی یک کاغذ میخواند؟؟ مردم با دیدن این عکس شوک شدنهرچند مردم به دروغ های شما عادت کردند اما بعضی مواقع دوباره شوک میشوند از بی شرمی شما پس شما این مساله را جدی حساب نکنید
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 17:55 توسط مهرداد اضافه ها |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من که امروزم بهشت نقد حاصل میشود
وعده فردای زاهد را چرا باور کنم |
| پیوندهای روزانه |
|
تاریخ ایران آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
هنر سیاست مذهب تاریخ شعر |
|
RSS
|